المحقق الأردبيلي
530
حديقة الشيعة ( فارسى )
و اين روايت را به اندك تغييرى در الفاظ صاحب كتاب « منهج التحقيق الى سواء الطريق » « 1 » در بحث افضليت امير المؤمنين از جميع انبيا و رسل ، نقل نموده و صاحب كتاب « 2 » « بستان الكرام » ذكر كرده « 3 » كه روزى جبرئيل در خدمت سيّد كاينات به صحبت مشغول بود امير المؤمنين پيدا شد و چون جبرئيل آن حضرت را ديد برخاسته شرايط تعظيم به جا آورده ، پس از آن ، حضرت رسالت پناه فرمود كه يا جبرئيل تو از براى چه اين جوان را تعظيم مىكنى ؟ گفت : آن وقتى كه خالق بىچون مرا خلق كرد از من پرسيد كه تو كيستى و من كيستم و نام تو چيست و نام من چيست در جواب متحير و ساكت ماندم مدتى در مقام تحيّر ماندم كه اين جوان حاضر شد در عالم نور مرا تعليم نموده گفت : بگو كه تو پروردگار جليل و نام تو جميل است و من بنده و ذليلم و نام من جبرئيل است ؛ لهذا چون او را ديدم تعظيم او نمودم . پس حضرت از او پرسيد كه مدت عمر تو چند است ؟ گفت : يا رسول اللّه ! بسيار است ليكن ستارهاى است كه در سى هزار سال يك بار طالع شود من آن ستاره را سى هزار بار ديدهام « 4 » و از اين جهت آن حضرت فرمود : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » « 5 » ؛ اگر كشف حجاب شود از اين جسد خاكى و مرا رتبه وصول به عالم نور بهم رسد يقين من زياده نمىشود و بر علم من چيزى نمىافزايد ؛ چه علم به ذات احديّت و صفات صمديّت و يقين من به وجود حق تعالى و صفات ثبوتى و سلبى او به مرتبه
--> ( 1 ) . « نفس الرحمن فى فضائل سلمان » ص 117 از « منهج التحقيق » نقل كرده است . ( 2 ) . به جاى صاحب كتاب ، « سلطان الحكما خواجه نصير الدين محمد طوسى » آمده است ( كاشف الحق ص 284 ) . ( 3 ) . « مجموعه هفت رساله اربعون حديث » ( نسخه خطى مجلس ) حاشيه ص 8 از « بستان الكرام » نقل كرده است . ( 4 ) . يك بيت شعر از ملا حسين كاشى ( كاشف الحقّ ص 284 ) . ( 5 ) . كشف الغمه 1 / 170 ؛ مناقب ابن شهر آشوب 2 / 38 ؛ « ترجمه رساله قشيريه » ص 271 و « تمهيدات عين القضاة » ص 71 .